تبليغاتX
من و آرزوهایم

 

 

من و آرزوهایم
گفتی محبت کن برو , باشد , خداحافظ , ولی... , رفتم که تو باور کنی , دارم محبت میکنم......

تبليغات متني

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

سايت طنز گيجعلي
نگاهي متفاوت به محيط پيرامون

درباره وبلاگ


لينک دوستان


لينکستان


آمار و امکانات


نويسندگان


 

تبليغات

.


به عنوان نماينده شوراي شهر تهران مايلم حمايت خود را از حركت جهاني «ساعت زمين» براي حفظ محيط زيست اعلام كنم.

تعدادي سازمان بين المللي از دوستداران طبيعت خواسته اند تا شنبه 28 مارس يا هشتم فروردين، يك ساعت چراغ هاي خود را خاموش كنند. اين حركت در بيش از 1000 شهر دنيا و ميان يك ميليارد شهروند انعكاس يافته و آنها در پاسخگويي به اين دعوت كه «ساعت زمين» نام  گرفته، چراغ ها را از ساعت هشت و نيم تا نه و نيم شب خاموش مي كنند.

«ساعت زمين» حركت نماديني براي اصلاح الگوي مصرف در جهان است كه امسال ما ايرانيان بر اين موضوع مصمم تر از گذشته هستيم و در هماهنگي با اين حركت نيز مي توانيم براي كاهش ميزان گازهاي گلخانه اي اقدام كنيم. 

علاوه بر چراغ ها خوبست كه وسايل برقي غيرضروري منزل را نيز خاموش نگهداريم.

در مقاله اي تحقيقي مي خواندم كه حدود 3 درصد از مصارف برق شهري به دستگاههايي مربوط مي شود كه به صورت استندباي روشن مي ماند تا ما راحت جلوي تلويزيون يا سي دي پلير يا راديو بنشينيم و با دستگاه ريموت آنها را روشن و خاموش كنيم. امروز حتي بعضي چراغ ها و پرده ها هم اينگونه به كار گرفته مي شوند. اين مسئله نشانگر زواياي پنهان آسيب زننده به محيط زيست جهاني در زندگي مرفه شهري است.

چه خوب بود اگر هر شهروندي به محاسبه دست مي زد و  براي اصلاح الگوي مصرف و ابراز حس مسئوليت و همراهي خود در نجات زمين از پديده تغييرات آب و هوايي، رد پاي اكولوژيك خود را در موضوع گرم شدن زمين مميزي مي كرد. 

چه خوب بود اگر دولت ما در اين زمينه متعهدانه عمل مي كرد و به مسئله محيط زيست، توسعه پايدار و گرم شدن زمين آن طور كه شايسته دولت هاي منتخب مردم است بها مي داد. فراموش نكنيم كه براساس نگرشي غيركارشناسانه و صرفا سياسي طي دو سال اول روي كار آمدن اين دولت، چند صد ميليارد تومان زيان به اقتصاد كشور به دليل عدم استفاده از نور طبيعي خورشيد وارد شد.

يادآوري بعضي مسايل در اين ايام مفيد است. مثلا يادداشت  مشكل گاو فرانسوي و تغيير ساعت در اوج چنين مباحثي نوشته شد.

شايد اگر شوراي شهر تعطيل نبود مي توانستيم مصوبه اي را براي همراهي با اين حركت جهاني داشته باشيم. در هر صورت اميدوارم همراهي اين نماينده شورا را بپذيريد و با برنامه «ساعت زمين» هماهنگ شويد. از شهروندان شهرهاي ديگر كشور نيز دعوت مي كنم به اين حركت بپيوندند و ساعتي خاموشي را براي فردايي روشن تحمل كنند.

منبع : وبلاگ معصومه ابتكار


|+| نوشته شده در 87/12/28 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :غیره

'خواجه نصیر الدین ' دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :
در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود .

روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟

من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .

خواجه نصیر الدین فرمود: ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا هنگامی که شبانگاه با بانویش همبستر می شود , راه بر او شناسانده شده است اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.
من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام . از 'غوتمه ( بودا ) 'در خاورزمین تا 'مانی ایرانی' در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند. آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد.
اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان ' اما ' و ' اگر ' دارد.
در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو ... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست
غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست
قتل مکن ... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .
و این ' اماها ' مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند ..
و راز نابخردی و پستی مسلمانان در همین است ای شیخ .


|+| نوشته شده در 87/12/17 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :جملات حکیمانه

مسابقه این هفته طبیعتا مسابقه ای است که مثل همه هفته ها از مسائل سیاسی، اجتماعی، ‏فرهنگی و غیره آغاز و تقریبا به همان ها ختم می شود. لطفا با سووالات زیر جواب دهید و ‏بعد از انتخاب گزینه مناسب( دقت کنید قبل از انتخاب گزینه مناسب و نه بعد از آن) پاسخنامه ‏را با ای میل یا دستی یا حضورا یا شفاهی یا هر جوری که دوست دارید به هر کسی دوست ‏دارید بدهید و از او جایزه تان را بگیرید.‏

 

 

سووال اول: می دانیم که مهران مدیری قرار است در یک برنامه تلویزیونی نقش کاندیدای ‏انتخابات را بازی کند، نام برنامه سایر کاندیداها چیست؟‏
گزینه اول: میرحسین موسوی، پاورچین ‏
گزینه دوم: احمدی نژاد، مرد هزار چهره‏
گزینه سوم: مهدی کروبی، شبهای برره‏
گزینه چهارم: خاتمی، ساعت خوش

 

سووال دوم: اگر احمدی نژاد گفته باشد " احدی حق ندارد مانع سخنرانی های انتخاباتی شود" ‏کدام یک از اتفاقات زیر که هفته گذشته رخ داد طبیعی بود؟
گزینه اول: در سالن سخنرانی به روی کروبی بسته شد و او را به سالن راه ندادند.‏
گزینه دوم: استاندار فارس برنامه سخنرانی خاتمی در شاهچراغ را لغو کرد.‏
گزینه سوم: از سفر انتخاباتی کروبی جلوگیری شد.‏
گزینه چهارم: هر سه مورد طبیعی بود.‏

 

سووال سوم: در جریان بازدید احمدی نژاد از فینال مسابقات کشتی جهان، کشتی گیر ایرانی ‏که سه امتیاز جلو بود، همزمان با ورود رئیس جمهور به سالن مسابقه را باخت و ایران به ‏جای اینکه قهرمان جهان شود، نایب قهرمان شد. این واقعه شما را یاد کدام فیلم می اندازد؟ ‏
گزینه اول: طالع نحس یک( چهار سال اول)‏
گزینه دوم: طالع نحس دو( چهار سال دوم)‏
گزینه سوم: طالع نحس سه‏
گزینه چهارم: جن گیر ‏

 

 

سووال چهارم: مهدی کلهر مشاور رئیس جمهور در انتخابات قبلی گفت "من دست خوانندگان ‏لس آنجلسی را می بوسم" ولی پس از انتخابات خوانندگان داخل ایران هم مجبور شدند از ‏ایران بروند، او هفته قبل گفت " رضا پهلوی و خواننده های لس آنجلسی می توانند به ایران ‏بیایند." این مشاور شما را یاد کدام داستان کتاب های درسی می اندازد؟
گزینه اول: دهقان فداکار‏
گزینه دوم: چوپان دروغگو‏
گزینه سوم: حسنک کجایی‏
گزینه چهارم: تصمیم کبری‏

 

 

سووال پنجم: نماینده اردل گفت دولت نهم نظام بودجه ریزی را " متحول" کرد، لطفا با توجه ‏به معنی کلمه متحول پنج جمله دیگر همین نماینده را که با کلمه متحول ساخته شده است، نام ‏ببرید.‏
گزینه اول: حماس ساختمان وزارت دفاع اسرائیل را متحول کرد و سی نفر کشته شدند.‏
گزینه دوم: در اثر برخورد یک سنگ گنجشک متحول شد و جسدش روی زمین افتاد. ‏
گزینه سوم: هیتلر میلیونها نفر را در جنگ دوم جهانی متحول و دفن کرد.‏
گزینه چهارم: رابرت موگابه اقتصاد زیمبابوه را متحول و میزان تورم آن را هزاربرابر کرد.‏
گزینه پنجم: کلا احمدی نژاد ایران را متحول کرد.‏

 

 

سووال ششم: با توجه به اینکه محمد علی رامین مشاور رئیس جمهور گفت: " احمدی نژاد ‏مردمی ترین رئیس جمهور شناخته شده در تاریخ معاصر است." شغل رامین چیست و این ‏جمله به چه معناست؟
گزینه اول: وی مشاور رئیس جمهور و این جمله انجام وظیفه است.‏
گزینه دوم: وی معاون رئیس جمهور و این کار ستاد انتخابات احمدی نژاد است.‏
گزینه سوم: وی مشاور رئیس جمهور است ولی کار تبلیغاتی می کند.‏
گزینه چهارم: اینکه چیزی نیست، به هر کسی پول بدهند کار تبلیغاتی می کند.‏

 

 

سووال هفتم: چرا اعتراض وزارت نفت به جمع آوری تصاویر احمدی نژاد توسط شهرداری ‏تهران وارد نیست؟
گزینه اول: چون جمع آوری زباله وظیفه شهرداری تهران است.‏
گزینه دوم: چون بالاخره یکی باید آشغال ها را جمع کند.‏
گزینه سوم: اصلا به وزارت نفت چه ربطی دارد، تو برو نفتت را بفروش.‏
گزینه چهارم: وقتی آموزش و پرورش پوستر تبلیغاتی چاپ کند، شهرداری هم باید جمع کند.‏

 

 

سووال هشتم: از جمله آقای بادامچیان که گفت "حزب موتلفه اسلامی نه محافظه کار، نه سنتی ‏و نه راست است" چه نتیجه ای می گیریم؟
گزینه اول: حزب موتلفه اسلامی وجود ندارد.‏
گزینه دوم: حزب موتلفه اسلامی همان حزب کمونیست فرانسه است.‏
گزینه سوم: کسی که مرغ توی آپارتمان بیاورد، آخرش همین حرف ها را می زند.‏
گزینه چهارم: حزب موتلفه اسلامی اصلاح طلب، چپ و مدرن است، ولی ما بی شعوریم.‏

 

 

سووال نهم: چرا احمد جنتی گفته است " ایران تنها نقطه روی زمین است که می تواند بشر را ‏نجات دهد"؟ ‏
گزینه اول: چون وی نقاط دیگر را ندیده است.‏
گزینه دوم: چون وی تا کنون از نقطه خودش خارج نشده است.‏
گزینه سوم: چون وی اصلا وارد نقطه خودش هم نشده است.‏
گزینه چهارم: برو بابا دلت خوشه، تو کلاه تو بپا باد نبره.‏


|+| نوشته شده در 87/12/15 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :غیره

-الو سلام.

-سلام جانم بفرمایید.

-مرکز همسر یابیه؟

-بله عزیزم.

-من یه زن میخواستم.

-چشم فدات شم. دادم الان با پیک بیاد در خونه! مرتیکه مگه زنگ زدی پیتزا فروشی؟

- خوب چی باید بگم؟

- بابا یه کم مقدمه چینی کن بعد برو سر حرف اصلی.

- آهان .عرضم به حضور شما که از آنجایی که در دین مبین اسلام تاکید خاصی بر اهمیت ازدواج و نکاح گردیده و بنده هم جوانی مایل به تشکیل خانواده میباشم لذا برآن شدم که با مساعدت شما قدم به وادی تاهل بگذارم. خوبه؟

- حالا شد یه چیزی. حالا پسرم شما چند سالته؟

- 37 سال !

- زکی.همچین گفت جوون فکر کردیم 20 سالشه.عمرت از مال خر هم درازتر شده تازه یاد زن گرفتن افتادی؟

- خب دیگه.امکانات ما الان جور شده.

- میترسم اون یکی امکاناتت دیگه بدرد نخوره!

- فعلا که داره کار میکنه.حالا من باید چیکار کنم؟

- هیچی عزیزم. ما برات یه همسر خوب جور میکنیم.

- حالا اونجا چه جور همسرایی دارین؟

- بگو چجور نداریم؟ عرض کنم که یه مورد داریم تووپ! یه دختر ناز 20 ساله هلو! دور کمر 40.دور سینه 85 !!!! ببینیش آب از دهنت راه میفته! واسه شما میکنه به عبارتی 4000 سکه مهریه و یه پنت هاوس طرفای الهیه. ماشینم کمتر از مرسدس و ب.ام.و قبول نیست.

- آقا مگه داری با پسر بیل گیتس حرف میزنی؟ این دری وریا چیه؟

- خب داداش چرا جوش میاری؟ یه مورد دارم خوراک ! یه خانوم 25 ساله. لیسانس نانوشیمی صنعتی و اولترا سونیک مدار بسته! قد و هیکل و قیافه هم که ماشا ا...ایشون چون فرهنگی و تحصیل کرده هستن 3800 تا سکه و یه خونه تو جردن خرجشونه! ماشین هم در حد آزرا و کمری قبوله!

- داداش مگه سر گردنه است؟

- خب عزیزم گرفتن این مدرکا و ساختن اون هیکلا خرج داره دیگه. تازه بقول کنفسیوس اون بدنو نساخته که مفت بده دست هر عمله ای!

- آره خوب. حالا بیا پایینتر ببینیم چی میشه.

- باشه.یکم صبر کن.... آهان این دیگه اکازیونه. یه خانوم 33 ساله.کارمند بانکه و از هر انگشتش فکر کنم چند تایی هنر بریزه! اونو میتونم با 2800 تا سکه و یه آپارتمان حوالی ستارخان واست قولنامه کنم. یه پرایدی. پژویی هم باشه چه بهتر.

- راستش من ماشین یه کم برام سخته....

- خب بابا فهمیدم. یه خانومی هست 38 سالشه. قیافش بدک نیست. فقط یه 40 کیلویی اضافه وزن داره. عوضش اعتقاد راسخ داره که مادیات در زندگی مهم نیست و عشق مهمه ! 1400 تا سکه و یه خونه حوالی میدون خراسون هم واسش کافیه! با تاکسی هم حال میکنه حسابی!

- راستش اگه یکم دیگه بیای پایین ممنون میشم....

- لا ا....  صبر من این زیرو ببینم. آهان. این دیگه راسته کار خودته. یه خانوم نجیب و اصیل و بساز .45 سالشه .البته نباید اونقدر ظاهر بین باشی که از قیافش بترسی! چیزای مهمتری هم تو زندگی هست. یه آلونکی حوالی پاکدشت و یه لقمه نون براش ایده آله. تازه چون میخواد وزن کم کنه اهل ماشین نیست. از اینجا تا چابهار هم پیاده ببریش صداش در نمیاد! اگه اینم رد کنی یا باید بری یه کارتن شامپو داروگر بگیری واسه بقیه عمرت یا بیای ننه بزرگ منو عقد کنی!

- خیله خب. گویا چاره ای نیست. ببینم من کی بیام برای صحبت با ایشون؟

- صحبت واسه چی؟

- واسه تفاهم و این حرفا دیگه.

- بخواب بابا ...مرد حسابی گویا تو باغ نیستیا. این حرفا واسه تو فیلماست.

- راست میگیا. خب پس من فردا با شناسنامه میام واسه عقد!

- مبارکه انشا....


|+| نوشته شده در 87/12/13 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :دست نبشته هايم

 یك شب كه من و همسرم توی رختواب مشغول ناز و نوازش بودیم. در حالی كه احتمال
 وقوع حوادثی هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شد یك دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من
 حوصله‌اش رو ندارم فقط می‌خوام كه بغلم كنی."
 چی؟ یعنی چه؟
 و اون جوابی رو كه هر مردی رو به در و دیوار می‌كوبونه بهم داد:
 تو اصلاً به احساسات من به عنوان یك زن توجه نداری و فقط به فكر رابطه‌ی فیزیكی
 ما هستی!
 و بعد در پاسخ به چشم‌های من كه از حدقه داشت در می‌اومد اضافه كرد:
 تو چرا نمی‌تونی من رو بخاطر خودم دوست داشته باشی نه برای چیزی كه توی رختواب
 بین من و تو اتفاق می‌افته؟
 خوب واضح و مبرهن بود كه اون شب دیگه هیچ حادثه‌ای رخ نمی‌ده. برای همین من هم
 با افسردگی خوابیدم.
 فردای اون شب ترجیح دادم كه مرخصی بگیرم و یك كمی وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم
 رفتیم بیرون و توی یك رستوران شیك ناهار خوردیم. بعدش رفتیم توی یك بوتیك بزرگ
 و مشغول خرید شدیم.
 چندین دست لباس گرون قیمت رو امتحان كرد و چون نمی‌تونست تصمیم بگیره من بهش
 گفتم
 كه بهتره همه رو برداره. بعدش برای اینكه ست تكمیل بشه توی قسمت كفش‌ها برای هر
 دست لباس یك جفت هم كفش انتخاب كردیم. در نهایت هم توی قسمت جواهرات یك
 جفت گوشواره‌ای
 الماس.
 حضورتون عرض كنم كه از خوشحالی داشت ذوق مرگ می‌شد.. حتی فكر كنم سعی كرد من و
 امتحان كه چون ازم خواست براش یك مچ‌بند تنیس بخرم، با وجود اینكه حتی یك بار
 هم راكت تنیس رو دستش نگرفته‌بود. نمی‌تونست باور كنه وقتی در جواب درخواستش
 گفتم: "برشدار عزیزم."
 در اوج لذت از تمام این خرید‌ها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزیزم فكر كنم
 همین‌ها خوبه. بیا بریم حساب كنیم."
 در همین لحظه بود كه گفتم: "نه عزیزم من حالش و ندارم."
 با چشمای بیرون زده و فك افتاده گفت:"چی؟"
 عزیزم من می‌خوام كه تو فقط كمی این چیزا رو بغل كنی. تو به وضعیت اقتصادیه من
 به عنوان یك مرد هیچ توجهی نداری و فقط همین كه من برات چیزی بخرم برات مهمه."
 و موقعی كه توی چشماش می‌خوندم كه همین الاناست كه بیاد و منو بكشه اضافه كردم:
 "چرا نمی‌تونی من و بخاطر خودم دوست داشته‌باشی نه بخاطر چیزایی كه برات
 می‌خرم؟"
 خوب امشب هم توی اتاق‌خواب هیچ اتفاقی نمی‌افته فقط دلم خنك شده كه فهمیده  "هرچی عوض داره گله نداره ..."

 


|+| نوشته شده در 87/12/12 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :دست نبشته هايم

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد