تبليغاتX
من و آرزوهایم

 

 

من و آرزوهایم
گفتی محبت کن برو , باشد , خداحافظ , ولی... , رفتم که تو باور کنی , دارم محبت میکنم......

تبليغات متني

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

سايت طنز گيجعلي
نگاهي متفاوت به محيط پيرامون

درباره وبلاگ


لينک دوستان


لينکستان


آمار و امکانات


نويسندگان


 

تبليغات

.


گر من هنوز ازدواج نکرده ام

     

    تفصیر جوش های صورتم است که کسی از من خوشش نمی آید

     

    تقصیر ساعت کاری ام است که صبح خروس خون می روم و بوق سگ می آیم و شانس دیده شدن را از دست می دهم

     

    تقصیر بابا ست که انقدر پول ندارد که چشم مردم در بیاید

     

    تقصیر پسر عموست که نفهمید عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان ها بسته اند

     

    تقصیر استادمان است که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد و باعث شد دیگر کسی جرات نکند از من خواستگاری کند

     

    تقصیر مادر شوهر عمه است می دانم بخت مرا بسته است

     

    تقصیر پسر همسایه دست راستی است که به خودش اجازه داد از من خواستگاری کند

     

    تقصیر پسر همسایه دست چپی است که به خودش اجازه نداد از من خواستگاری کند

     

    تقصیر تلویزوین است که تو تمام سریال هایش همه جوان ها ازدواج می کند و اصلا به مشکلات ما جوان های ازدواج نکرده نمی پردازد

     

    تقصیر مطبوعات است که توی مطالبشان همه جوان ها از هم طلاق می گیرند و مردم را نسبت به ازدواج بدبین می سازند

     

    تقصیر مجلس است که به جای اجباری کردن سربازی پسر ها را وادار به ازدواج اجباری نمی کند

     

    تقصیر مردم است که انقلاب کردند و باعث شدند مدارس مختلط جمع شن

     

    تقصیر ریئس جمهور است که نمی آید مرا بگیرد برای پسرش13.gif

     

    تقصیر عراق است که کلی از پسر های اماده به ازدواج ما را به کشتن داد

     

    تقصیر هلند است که همجنسبازی را رواج داد تا مردها دیگر نیازی به زن گرفتن نداشته باشند

     

    تقصیر انگلیس است این گفتن ندارد . همه می دادند همیشه و همه جا کار کار انگلیس است

     

    تقصیر سازمان ملل است که روی سر درش نوشته " بنی ادم اعضای یکدیگر اند" اما مشخص نکرده من جیگر چه کسی هستم!!! این تیکه اش خداست

     

    تقصیر کره زمین است که جوری نچرخید که من و نیمه گم شده ام به هم برسیم

     

    اصلا

    تقصیر خداست انگار یادش رفته جفت مرا بیا فریند


|+| نوشته شده در 87/07/26 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :طنز





شروع ترم




یک هفته بعد از شروع ترم





دو هفته بعد از شروع ترم





قبل از میان ترم





در طول امتحان میان ترم





بعد از امتحان میان ترم





قبل از امتحان پایان ترم





اطلاع از برنامه پایان ترم





7 روز قبل از پایان ترم





6 روز قبل از پایان ترم





5 روز قبل از پایان ترم





4 روز قبل از پایان ترم






2 روز قبل از پایان ترم





1 روز قبل از پایان ترم





شب قبل از امتحان





1 ساعت قبل از امتحان






در طول امتحان





هنگام خروج از سالن امتحان





بعد از امتحان


|+| نوشته شده در 87/07/24 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :غیره

در شهري روزي سگی از کنار گربه ها گذشت. اما چون به آنها نزديك شد دريافت که به او هيچ توجهي نمي کنند، لذا از کارشان شگفت زده شد و ايستاد. در اين اثنا گربه اي تنومند که آثار هيبت و بزرگي بر چهره اش بود به دوستانش نگاه کرد وگفت: گربه ها! همواره دعا کنيد، زيرا اگر دعاي خود را با شدت بسيار تكرار نمائيد، درخواستتان استجابت مي شود و از آسمان موش مي بارد!
سگ با شنيدن اين پند در دل خود خنديد و در حالي که از آنان روي گردان مي شد با خود چنين گفت: در درك آنچه در کتابها هست، کودن تر از اين گربه ها نيست. مگر درکتابها نخوانده اند که آنچه با راز و نياز و دعا از آسمان فرود مي آيد، استخوان است و نه موش؟!


|+| نوشته شده در 87/07/20 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :غیره
آقایی از رفتن روزانه به سر کار خسته شده بود در حالیکه خانمش هر روز در خانه بود.
او می خواست زنش ببیند برای او در بیرون چه می گذرد.
بنابر این دعا کرد :
خدای عزیز :من هر روز سر کار می روم و 8 ساعت بیرونم در حالیکه خانمم فقط در خانه می ماندمن می خواهم او بداند برای من چه می گذرد؟
بنابراین لطفا اجازه بدین برای یک روز هم که شده ما جای همدیگه باشیم.
خداوند با معرفت بی انتهایش آرزوی این مرد را برآورد کرد .
صبح روز بعد مرد با اعتماد کامل همچون یک زن از خواب بیدار شد و برای همسرش صبحانه آماده کرد بچه هارو بیدا کرد و لباسهای مدرسه شونو اماده کرد براشون صبحانه داد ناهارشان را تو کوله پشتی شون گذاشت و به مدرسه برد.
خانه رو جارو کرد, برای گرفتن سپرده به بانک رفت به بقالی رفت جای خواب (کجاوهء)گربه هارو تمیز کرد سگ رو حمام دادو ساعت یک بعد از ظهر بود و او عجله داشت برای درست کردن رختخوابها -به کار انداختن لباسشویی-جارو و گرد گیری -وتی کشیدن آشپز خانه-رفتن به مدرسه برای آوردن بچه ها و سرو کله زدن با آنها در راه منزل -آماده کردن شیر و خوردنیها و گرفتن برنامهءبچه ها برای کار خانه -اتو کشی و مرتب کردن میز غذا خوری نگاه کردن تلویزیون حین اتو کشی در ساعت 4:30 بعد از ظهر و..........................(از ذکر انجام بقیه کارها فاکتور گیری شد.)
در ساعت 9:00 او از یک کار طاقت فرسای روزانه خسته شده بود او به رختخواب رفت در حالیکه باید رضایت .........
صبح روز بعد بلافاصله قبل از بیدار شدن از خواب گفت :
خدایا :من چه فکری می کردم من سخت در اشتباه بودم برای غبطه خوردن به موندن زنم در منزل روزانه
لطفا و لطفا اجازه بده من به حالت اول خود برگردم .
خداوند با معرفت لامتناهی خود جواب داد:
بنده ام من احساس می کنم تو درست را یاد گرفتی و خوشحالم که می خواهی به شرایط خودت برگردی ولی تو فقط مجبوری 9 ماه صبر کنی زیرا تو دیشب حامله شدی

|+| نوشته شده در 87/07/17 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :جملات حکیمانه

اینم یه چند تا عکس +۱۸+

برو ادامه مطلب


| ادامه مطلب |+| نوشته شده در 87/07/15 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :بالای 18 (18+)

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد